یه ترانه
مثه اون لحظه ها که پیش هم بودیم
مثه وقتی که عشقی بود و حرمت داشت
برای هم عزیز و محترم بودیم
هوا تو دارم و فکرت نمی زاره روزای زندگیمو سر کنم بی غم
دلم خیلی گرفته گیج و داغونم دارم از دست می رم ابری و نم نم
می شینم خیره می شم نقطه ها کورن
پا می شم راه می رم راه ها نفس گیرن
تو رو حس می کنم این نا خوداگاه
واسه من خاطرات تو نمی میرن
نمی تونم فراموشت کنم سخته عذاب یاد تو زجر آور هر بار
هنوز خیلی دوست دارم ولی دیگه قرار نیست چیزی از نو باز بشه تکرار
این ترانه رو خیلی دوست دارم هم شعرش هم آهنگش و هم اجراش فوق العاده احساسی و زیباست.
خوانندش مسعود امامی است و واقعا پیشنهاد می کنم آلبومش رو تهیه کنید.تمام آهنگهاش قشنگن و این گل سر سبدشونه.
این جمله رو این روزها خیلی میشنوم .
آیا میشه؟

حسرت باران
با چتر در میان بیابان بایستیم؟
مثل مترسکی همه ناچار و ناگزیر
در زیر سایه کلاغان بایستیم؟
هر فرد میله قفس خالی خود است
تا کی میان این همه زندان بایستیم؟
ای رود سمت آمدنت را نشان بده
رخصت بده کنار درختان بایستیم
یک جمعه گفته ای که می آیی ولی بگو
باید کدام سمت خیابان بایستیم؟
نیما فرقه
روزی خواهم آمد...
در رگ ها نور خواهم ریخت
و صدا در خواهم داد
« ای سبدهاتان پر خواب
سیب آوردم سیب سرخ خورشید»
خواهم آمد سر هر دیواری
میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ایی
شعری خواهم خواند
آشتی خواهم داد
آشتی خواهم کرد
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت
شاعر صدای پای آب
خاطره
عشق
دلتنگی

انحصار غزل
تو چشم های نجیبت؛ خزانه دار غزل
بیا و با مژه هایت مرا محاصره کن
مرا دوباره درآور به انحصار غزل
نمی روم، نه! همین ایستگاه جای من است
که عاشقانه بیایی تو با قطار غزل
به حرف های کسی نمره ای نخواهم داد
بجز تو که شده ای نمره هزار غزل
چقدر خوب و صمیمی،چقدر پربارند
تمام ثانیه ها با تو کنار غزل
در این خیال قشنگم که ساده بگذارم
تمام زندگی ام را در اختیار غزل
"آزاده بی باک"
پست قبلی رو بخونید!!!!!!!!!
به نظر شما این پست با پست قبلی ارتباطی دارد؟؟؟؟
دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."
"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."
اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";
دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."
موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !
ادامه مطلب
من و سایه
با سایه های یاد تو
و در بارش یادت
دلواپسی فردای بی تو
من بودم و سایه ام
با سایه های یاد تو
و خلوتی عاشقانه
و نازنین شباهنگ
مهمان بزم من و تو
من بودم و سایه ام
با سایه های یاد تو
و وسعت نگاه من
از چشم خواب پنجره
تا باغ عشق من و تو
ایکاش
در نم نم خاطره ها
در حضور بی عبور این فاصله ها
نمی آمد سیل نامت
تا در مرداب یادت
سنگ می شدم



